بعد از تو به گلزار ادب باد وزان شد وز باد خزان گلشن آمال خزان شد یک روز ز خواب سحری دیده گشودی روزی دگر آن لعل لبت بیدار نمودی بعد از تو دیگر بغض نگیرد جلوی نای بیرون نجهد از گلوی نای به جز وای بعد از تو می اندر قدح ما همه خون […]