🔹آیت الله سید محمد علی مبارکهای در کتاب “دانشوران و رجال اصفهان” به تشریح زندگینامه خطیب مشهور اصفهان، مرحوم حاج سید حسن کاشی و محبوبیت او سخن گفته و علاوه بر مراتب علمی و فصاحت و بلاغت زبانی وی، بر نقش صورت ظاهر و قیافه صوری حاج سید حسن در جذب مردم تأکید کرده است.
“ابروهای پیوسته، پرمو و چشمهای درشت شهلا و دماغی بلند و کشیده و محاسن بلندی از دو طرف شانهها را پر کرده و اندامی متناسب و لباسهای فاخر و رنگ صورت گندمگون مایل به سفیدی مخلوط به قرمزی، بهطوری که عوام را عقیده این بود که هیکل امام و پیغمبر نیز چنین بوده!”
🔹مبارکه ای از نفوذ بسیار زیاد سید حسن کاشی اصفهانی نیز در مردم سخن گفته و نمونههایی از این نفوذ اعجاببرانگیز را بیان کرده است
” و شهرت حاج سیدحسن به حدی رسید که از نفوذ او در جامعه ، تمام روحانیون شهر با آن ریاست که به مقتضای زمان داشتند ، از حاج سید حسن اندیشه داشتند ، و هر کس می خواست عنوان ریاست علمی خود را در شهر زیاد کند حاج سید حسن را دعوت کرده که به واسطه او مردم به خانه او توجه داشته باشند و فقط یک اشاره کند که آقا عالم است ،حضور ایشان عرض می کنم به صرف این کلمه، آن شخص ، یک نفر از روحانیین درجه اول خود را قلمداد میکرد”
🔹مبارکه ای در قسمتی دیگر از شرح حال این خطیب برجسته اصفهانی به حاشیه های جالب منابر حاج سید حسن اشاره می کند و می نویسد “
” در منزلی که متعلق به یکی از تجار درجه اول اصفهان بود بالای منبر شرحی از فوائد تربت حضرت سیدالشهدا(ع) داده و سپس به قدر گندمی تربت در تشت بزرگ مسی که برای عموم آب کرده و در مقابل منبر در کنار حوض آب گذارده بودند ، انداخته که هر یک به قدر به نصف استکان پس از ختم مجلس بنوشند ، به عنوان شفا و سلامتی از امراض ، پس از فرود آمدن سید حسن او از منبر ، تهاجم مردم به حدی میشود که تشت آب را در میان حوض آب ریخته و این خبر بیرون از خانه شهرت گرفت از یک ساعت قبل از ظهر تا غروب آفتاب آب حوض که چهار متر طول و سه متر عرض و یک مترو نیم عمق داشت تماماً با شیشه و استکان برده شد! از اینجا عقائد مردم و ظرفیت فکر و نفوذ و تسخیر را باید مقیاس گرفت”
“
🔹مبارکه ای در جایی دیگر به نحوه عرض ارادت مردم به این خطیب دوره قاجاری چنین می نویسد؛
و چون حاج سیدحسن (برای منبر) میآمد ، هنوز پیاده نشده،، از اجتماع برای دست و پا بوسی ، مرکب او دیگر قدرت بر پیش رفتن نداشت و چون وارد در دهلیز خانه می شد تمام این جمعیت بر پا ایستاده و به انتظار دست بوسیدن چشم ها را به طرف درب ورودی میدوختند سید از درب که وارد میشد تا پا بر منبر گذارد، مدت زمانی طول می کشی ، به واسطه دست بوسیدن و التماس دعا خواستن و در وسط نطق ، گویا مرغ اجل بر سر همه پر و بال گشوده، پس از مراتب وعظ، شروع به مصیبت حضرت سیدالشهدا (ع) کرده ، نفوسی غش کرده و نفوسی سر و صورت خود را مجروح میکردند، پس از نزول از منبر، به همان تشخص بیرون رفته و کسانی که دسترسی به دست او نداشتند ، رکاب و سم اسب او را می بوسیدند! و در مجلسی که ظل سلطان در تکیه دولت تشکیل میداد او نیز به همین منوال بود که تمام رجال دولت باید بر پای ایستاده تا حاج سیدحسن بر منبر قرار گیرد “
🔹اما چنانکه مبارکهای توضیح میدهد، همه آن قدرت نفوذ افسانهای، روزی فرو میریزد؛ چرا که او به توصیه ظلالسلطان حاکم اصفهان «کتابی در معنی اولوالأمر نوشت و مدلل داشت که اولوالأمر، شخص شاه و کسانی باشند که از طرف شاه، اوامر ملوکانه را اجرا میدارند».
پخششدن این کتاب ، سبب شد علمای اصفهان به تکفیر او بپردازند؛ چرا که معتقد بودند «اولوالأمر شخص امام است و هرکس این معنی را درباره غیر از دوازده امام معتقد باشد، او از نسل بنیامیه و یزید خواهد بود؛ چه آنکه یزید هم وادار کرد این آیه را درباره او ثابت کردند و پسر پیغمبر را کشتند، به این عنوان که طاعت امر اولوالأمر واجب است و چون او امر کرده، باید کشت، ولو پسر پیغمبر باشد»
🔹شرح حال سید حسن کاشی اصفهانی، یکی از مفصلترین زندگینامههای کتاب “دانشوران و رجال اصفهان” است