به دانشکده هر که اندر شود
چو بیرون بیاید سلندر شود
خصوصا که در دورهی شه رضا
که دانا در ایران نماندی به جا
جهان باغ وحشی پر از وحشت است
سراسر پر از ظلمت و دهشت است
در این ظلمت ،ابله چو گردید جمع
بسوزند دانشوران همچو شمع
هر آن کشوری را زر و لشکر است
به هر کشوری در جهان سرور است
زر و لشکر و طاعت از پادشاه
زند بر فلک قبه و بارگاه
ولی پادشاهی که نیکو سرشت
نه چون پهلوی ،خوک خودخواه زشت
که در عصر او هر که دانا بدی
به زندان تاریک اندر شدی
دگر هیچ دانا در ایران مجو
برو دفتر علم و دانش بشو
اساس کنونی که فرهنگ ماست
همین عاقبت مایه ی ننگ ماست
نه آباد از او خاک ایران شود
از او مملکت جمله ویران شود»