♦️بزرگترين خدمات به نوع بشر، خدمت به تصفيه اخلاق و تزريقات علم و دانش است؛ از اين روي من قدم در مرحله موعظه گذارده، و در مراجعت از قم و تهران، رسماً بدين شغل وارد شدم.
صدماتي که در اين راه بر من وارد آمد [باعث شد که] مشقّت هاي ابتداي تحصيل خود را به کلي فراموش کردم.
♦️ معلوم است بشر به طبع اوليه حاضر نيست معايب خود را بشنود و تصديق کند. هرکس خواست معايب را به او بفهماند، کمر عداوت و دشمني را از براي اعدام و نيست کردن او محکم مي بندند. روي همين اصل، تمام انبياء و رهنمايان توحيد و فلاسفه بزرگ، خون هايشان ريخته شد.
♦️اوّلين طبقه، بيسوادها و بدکردارهاي در لباس روحانيت بودند، که بعضي حکم تکفير، و بعضي نسبت بي عقيده، و جمعي نسبت بي علمي و نسبت هاي ديگر را براي شکست من دستآويز مي کردند، ولي از آنجايي که مردم نوعاً منبري تازه را به خيالاتي دوست مي داشتند مرا هم تا حدّي محترم شمرده، و اجتماعات زياد خلق می نمودند، گرچه اصلي از براي آن نميتوان قرار داد، و ثباتي هم در آن اجتماعات عوامي نبود، ولي اينقدر بود که هياهوي عوامي که در اطراف من جمع شده بود، ديگر حرفهاي مفسدين و صاحبان اغراض، تأثيري در جامعه نداشت، و تکفيرها بي ثمر واقع مي شد!!


