.. در یک دهکدهای که خانه های او از حصیر و شاخة خرما بود وارد شدیم. رفقای من نزدیک بود غش کنند؛ چه آنکه هوا تیر ماه بود، آفتاب به طور عمودی به مغز سر میتابید. من به آنها دستور دادم که چاره این کار یک گوسفند قربانی کردن است در مکه، اگر بخواهیم احتیاط […]
“در اوایل انقلاب که کوی و برزن را واژه شهید و شهادت عطرآگین کردهبود روزی به رسم معمول بر مزار تربت جد مادری خود علامه مبارکهای و دیگر مدفونین در تکیه تویسرکانی حضور و فاتحه ای قرائت نمودم ، در همین حال جمله ای که با ذغال در زیر قاب شیشه ای علامه مبارکهای بر […]