“.. در یک دهکدهای که خانه های او از حصیر و شاخة خرما بود وارد شدیم. رفقای من نزدیک بود غش کنند؛ چه آنکه هوا تیر ماه بود، آفتاب به طور عمودی به مغز سر میتابید. من به آنها دستور دادم که چاره این کار یک گوسفند قربانی کردن است در مکه، اگر بخواهیم احتیاط […]
“و صبحِ آن روز تصادف کردیم با ابن سعود( ملک عبدالعزیز) پادشاه حجاز که از پایتخت خود الریاض به مدینه منوّره مشرّف شده بود و از مدینه مُحرم شده و عازم مکّة معظمه بود. وقتی محاذی ایستگاه اتومبیل های حاج در این بیابان رسیدند، توقّف نمود و از حال مسافرین بازپرس نمود و از بیشتری، […]