چکیده:
اهمیت رجال نویسی در تاریخ و فرهنگ اسلام و ایران از سده های نخستین هجری و در بین مسلمانان همواره مورد توجه بوده است و بدین جهت تألیفات و نگارشهای متعددی در راستای اهتمام به وقایع تاریخی و مکاتب و جریانات گوناگون علمی، دینی، سیاسی و اجتماعی به وجود آمده و در طول یک گسترۀ زمانی نسبتاً وسیع موضوع تراجم نویسی در قالب تک نگاری و یا تألیفاتی قابل اعتنا و موسع رقم خورده است.
ایران به ویژه اصفهان در این زمینه سهمی وافر و ستودنی داشته است. در این نوشتار به این مسأله و نیز تعدادی آثار در این خصوص اشاره می شود، ضمن آن که با استناد به کتاب «برگزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان» اثر مرحوم سید محمدعلی مبارکهای (ره) نکاتی از مطالب و یا برخی از ویژگیهای قابل اعتنای آن تبیین میگردد.
کلید واژه:اسلام، ایران، رجال نویسی، اصفهان، سید محمدعلی مبارکه ای
مقدمه
از جمله شهرهایی که در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام همواره طلایه دار بوده و تقریباً و به طور مستمر کانون تحولات علمی، فرهنگی و تمدنی به شمار رفته، اصفهان است. هرچند از سده های نخستین هجری این شهر رونق خاصی گرفت و هر دوره درخشش خاصی یافت اما در مواردی نیز به دلایل متعددی از جمله تهاجم و یا تاخت و تازها و برخی تخاصمات فرقه ای و گروهی دچار رکود و ایستایی گردید.
بعضی نشانها حکایت از تأثیرگذاری اصفهان حتی در دورۀ باستان در وجوه مختلف سرزمین ایران از جمله جهات فرهنگی و معنوی می نماید اما در ادواری مانند آل بویه، سلجوقی و صفوی مرکزیت این شهر خاصه در مسائل علمی زبانزد و اثرگذار بوده است.[i]
ایجاد مدارس و نهادهای آموزشی از جمله مدرسۀ علایی (مکان تدریس ابن سینا)، نظامیه، مدرسۀ سلطان محمد سلجوقی در دورههای قبل از دولت صفوی و نیز توسعۀ بسیار و رونق دهها مرکز علمی در عصر صفویان باعث گرد آمدن علاقمندان به دانش و نیز تأسیس کتابخانه های بسیار گردید.[ii]
از همان دورۀ اولِ تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، اصفهان به عنوان قطبی مؤثر خاستگاه اندیشمندان خاصه در علوم متعدد و پایه گذاری مکتبهای علمی مختلف گردید و این موضوع یا مطلب را به وضوح می توان از آثار متقدمانِ مورخان و پژوهشگران دریافت.
از جمله در زمینه های تاریخ نگاری و رجال نویسی منتسبان به این اقلیم کم نیستند که می توان شخصیتهایی مانند ابیواضح یعقوبی، حمزۀ اصفهانی، ابوالفرج اصفهانی، ابوعلی مسکویه، و عمادالدین کاتب و بُنداری را نام برد. این موارد و برخی دیگر در توسعه و تحول دانشهایی مانند تاریخ و تذکره نویسی در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و حتی بشری مؤثر و سازنده بوده اند که البته ابعاد آن در این مقال نمیگنجد. [iii]
در این نوشته و به بهانۀ بزرگداشت فاضل خبیر و عالم آگاه مرحوم آقا سید محمدعلی مبارکه ای (متوفی ۱۳۶۵ ق) نگارنده این سطور بر آن است تا به اختصار اشارهای به رجال نویسی و یا تذکره نگاری گذشتۀ اصفهان داشته، ضمن آن که به اهمیت و ارزش کار مبارکه ای در کتاب «گزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان» به عنوان اثری رجالی تأکید نماید.
نمونههایی از تألیفات رجال نویسی اصفهان از گذشته تاکنون
نگارش آثاری تحت عنوان تذکره یا رجال نویسی در فرهنگ مسلمانان از گذشته های دور مورد توجه بوده است. در تواریخ عمومی و در کنار تبیین اخبار و رویدادها همچنین از بزرگان و یا سایر شخصیتها و نقش آنان سخن رفته است. در تاریخهای محلی نیز گاهی این موضوع پررنگتر به چشم میآید به ویژه نگارشهایی که در باب ایالات و ولایات جهان اسلام و از جمله ایران از سدههای سوم تا نهم هجری صورت گرفته است.
اصفهان نیز با توجه به کارنامۀ قابل توجه و نسبتاً درخشان خود در موضوع رجال نویسان و رجال نویسی جایگاهی ارزنده دارد آثاری مانند «قلائد الشرف فی مفاخر اصفهان» از ابوالحسن علی بن حمزه (متوفی ۳۲۲ ق)، «طبقات المحدثین» تألیف ابیالشیخ انصاری (متوفی ۳۶۹ ق)، «ذکر اخبار اصفهان» از حافظ ابونعیم اصفهانی (متوفی ۴۳۰ ق) و «خریدة القصر و جریدة اهل العصر» از عمادالدین کاتب اصفهانی (متوفی ۵۹۷ ق) حکایت از این تأثیرگذاری می نماید، هرچند که این موارد نمونه ای از آثار متعدد و بسیار در این زمینه به حساب می آید. در این راستا یعنی در موضوع رجال نویسی برخی خاندان ها و یا شخصیتهای نامور علمی هم مؤثر بوده اند که از جمله می توان ابن منده، ابن رسته و ابن مردویه را نام برد. [iv]
با شکل گیری دولت صفوی به خصوص با مرکزیت اصفهان در دوران سلطنت شاه عباس اول صفوی تا دورۀ معاصر یعنی در یک سیر چهارصد ساله آثار مربوط به موضوع مشاهیر و رجال به طور متعدد شکل گرفته است که تعدادی از این نوشتهها یا تألیفات در معرفی شخصیت های جهان اسلام، ایران و اصفهان نقش بسزایی داشتهاند که از آنها یاد می شود:
ـ «ریاض العلماء و حیاض الفضلاء» اثر میرزا عبداللّه افندی اصفهانی (متوفی ۱۱۳۵ ق)، تألیف مذکور در ۵ مجلد می باشد. جایگاه این کتاب در فن تراجم رجال به تعبیر برخی از فضلا همچون «جواهرالکلام» در فقه است. برگردان آن از عربی به فارسی توسط مرحوم محمدباقر ساعدی خراسانی صورت گرفته و توسط انتشارات آستان قدس رضوی به چاپ رسیده است. [v]
ـ «تذکرۀ نصرآبادی»: نوشته میرزا طاهر نصرآبادی (متوفی بعد از ۱۰۹۹ ق)، این کتاب که حاصل زحمات تذکره نویس، ادیب و شاعری توانمند است بسیاری از فرهیختگان و برجستگان علمی و ادبی خود را ولو به اختصار به تصویر کشیده و اطلاعات ارزشمندی از ادبیات قرن یازدهم اصفهان به دست داده است. [vi]
ـ «تذکرة المعاصرین»: اثر مذکور از محمد بن ابی طالب گیلانی معروف به شیخ محمدعلی حزین لاهیجی است. وی به سال ۱۱۰۳ ق در اصفهان چشم به جهان گشوده و در بنارس هند وفات یافته است. کتابش مشتمل بر احوال یکصد نفر از دانشمندان و شاعران معاصر او است. [vii]
ـ «آتشکده آذر»: از لطفعلی بیگ شاملو (متوفی ۱۱۹۵ ق)، این تذکره در بردارندۀ شرح حال و نمونۀ اشعار ۸۴۲ شاعر فارسی گوی می باشد. کتاب آتشکده همواره مورد توجه اهل ادب بوده و بارها چاپ شده است. [viii]
ـ «روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات» تألیف سید محمدباقر موسوی چهارسویی اصفهانی (متوفی ۱۳۱۳ ق)، نگارش این کتاب رجالی برجسته به عربی است و اثر جزء مصادر مهم در تبیین آثار و احوال بزرگان شخصیتهای ایران و اسلام به شمار می آید.
از ویژگیهای مهم روضات جامعیت آن نسبت به شعبه های گوناگون دانش های تاریخی و رجالی است تا پیش از روضات، اکثر منابعی که بر تحقیقات تاریخی پرداخته اند، بعضی شرح حال روّات را گردآوری کرده اند، برخی شرح احوال ادبا را، بعضی نیز به ملل و نحل روی آورده اند، اما روضات الجنات هم از نوادر آثاری میباشد که مانند «وفیات» ابن خلکان و «وافی» صفدی همۀ این طبقات را جمع کرده است. این کتاب شامل اسامی علماء، حکماء، عرفا و ادبای گذشته و معاصر مؤلف و مشاهیر و اعلام در هر صنفی است.
در بین دانشمندان پس از روضات الجنات تا زمان حاضر، هیچ محققی در فن تراجم رجال بی نیاز از روضات الجنات نبوده و کتاب مذکور از مراجع و مصادر تألیفاتی مانند: «اعیان الشیعه»، «الذریعه»، «طبقات الاعلام الشیعه»، «ریحانة الادب»، «الاعلام زرکلی»، «معجم المؤلفین»، «معجم المطبوعات»، «تاریخ ادب عربی»، «تذکرة القبور» و آثار بسیار دیگری بوده است.[ix]
ـ «تذکرة القبور»: این نوشته معروفترین اثر آخوند شیخ عبدالکریم گزی (متوفی ۱۳۳۹ ق) است و در آن شرح حال قریب یکصد نفر از علماء، عرفا و بزرگانی می باشد که در شهر اصفهان و توابع آن مدفونند. تذکرة القبور برای نخستین بار و در زمان حیات مؤلف به سال ۱۳۲۴ ق طبع گردیده و شخصیت هایی مانند: سید شهاب الدین مرعشی نجفی، جلال الدین همایی، میرزا محمدعلی معلم حبیب آبادی، سید عبدالحجة بلاغی و سید مصلح الدین مهدوی و تعدادی دیگر بر آن حواشی نوشته اند. [x]
ـ «رجال و مشاهیر اصفهان»: تألیف و پژوهش میر سید علی جناب اصفهانی (متوفی ۱۳۰۹ ش) است. وی آثار متعددی دارد که انصافاً اثر مذکور جزو بهترین و وزین ترین تألیفات او به شمار میرود. کتاب «رجال و مشاهیر اصفهان» دربرگیرندۀ حدود هفتصد نفر از شخصیتها از دوران قبل اسلام تا زمان حیات مؤلف است. این کتاب در مواردی برخوردار از نکاتی بدیع و شنیدنی راجع به شخصیت ها و خاندانهایی می باشد که در منابع دیگری یافت نمی شود. [xi]
ـ مکارم الآثار: کتابی است از میرزا محمدعلی معلم حبیب آبادی (متوفی ۱۳۵۵ ش)، به نقل از مؤلف دربارۀ اثرش آمده است: تألیف این کتاب را از رجال سال ۱۱۹۳ ق شروع نموده و به ترتیب تا عصر حاضر در هر سالی، هرکسی از اعیان علمی و برخی از دیگران در آن متولد شده و یا وفات کرده شرح احوالش را نوشته ام و این کتاب مهمترین تألیفات فقیر می باشد. [xii]
لازم به ذکر است که تاکنون ۸ جلد از این کتاب توسط انتشارات انجمن کتابخانه های عمومی اصفهان به چاپ رسیده است.
ـ تاریخ اصفهان (رجال و دانشمندان): نوشتۀ استاد جلال الدین همایی (متوفی ۱۳۵۹ ش) از جمله آثار همایی کتابِ مبسوط و مفصل رجال و دانشمندان اصفهان میباشد. این تألیف اخیراً (۱۳۹۶ ش) در ۳ مجلد و توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در تهران و به کوشش فرزند ایشان خانم ماهدخت همایی به چاپ رسیده است. در پیشگفتار کتاب به این مطلب اشاره شده که آغاز تألیف آن از سال ۱۳۰۸ شمسی و مطابق با ۱۳۴۸ قمری بوده است، ضمن این که اثر به ترتیب حروف الفباء، نام و یا شهرت افراد تنظیم شده است. شایان توجه این که آثار دیگری در باب رجال اصفهان از جمله تاریخ اصفهان (مجلد هنر و هنرمندان) نیز در سالهای پیش، از استاد همایی منتشر شده است. [xiii]
ـ «دانشمندان و بزرگان اصفهان»: این تألیف از جمله آثار قابل اعتنا در عرصۀ رجال شناسی اصفهان و از سید مصلح الدین مهدوی (متوفی ۱۳۷۴ ش) است. نکتۀ قابل یادآوری این که آثار متعددی از ایشان برجای مانده که بسیاری از آنها در باب تاریخ و رجال اصفهان می باشد از جمله این تألیفات می توان از رجال اصفهان یا تذکرة القبور، مزارات اصفهان، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، بیان المفاخر، زندگینامۀ علامۀ مجلسی (ره)، تذکرۀ شعرای معاصر اصفهان و نیز اعلام اصفهان یاد نمود. از جمله آثار مفصل رجالی ایشان، اعلام اصفهان است که تاکنون ۳ مجلد آن با تصحیح و تعلیق آقای غلامرضا نصراللهی طبع گردیده و امید است بقیه مجلدات آن نیز به زیور طبع آراسته گردد.
کتاب «دانشمندان و بزرگان اصفهان» که در حقیقت شرح و تعلیق مفصلی بر کتاب «تذکرة القبور» گزی می باشد حاصل سالها تتبعات مؤلف بوده و در آن به بیش از یک هزار شخصیت مربوط و متعلق به اصفهان و یا مدفون در مزارات آن پرداخته است. [xiv]
ـ «رجال اصفهان در علم، عرفان، ادب و هنر»، مؤلف کتابِ مذکور سید محمدباقر کتابی (متوفی ۱۳۹۷ ش) است. قابل توجه این که «رجال اصفهان» دکتر کتابی در ۲ مجلد بوده که تنها یک جلد آن و در سال ۱۳۷۵ ش توسط امور فرهنگی شهرداری اصفهان چاپ شده است. این کتاب شرح حال نزدیک به ۲۰۰ نفر از مشاهیر و رجال اصفهان را دربر دارد. کل اثر در ۴ فصل است که فصل اول و دوم در یک جلد می باشد. فصل اول آن رجال فقه، اصول، حدیث، درایه و تفسیر از قرن دهم هجری تا دورۀ معاصر را دربر می گیرد و فصل دوم آن نیز مربوط به رجال حکمت، فلسفه، عرفان و تصوف اصفهان و نویسندگان این سامان در زمینه های مختلف مانند تاریخ، جغرافی و امثال آن است. [xv]
اهمیت نوشته های تاریخی و رجالی مبارکه ای
از جمله دیگر شخصیت هایی که در طول حیات فرهنگی و معنوی خود آثاری ارجمند را تألیف و نوشته های گرانسنگی را با دقت، ظرافت و دانش ارائه نموده علامه سید محمدعلی مبارکه ای (متوفی ۱۳۶۵ ق) است.
در اثری از وی تحت عنوان: «گزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان و زندگی نامۀ خودنوشت مؤلف» که در پائیز سال ۱۳۹۳ ش توسط مؤسسه کتاب شناسی شیعه در قم و به کوشش فاضل ارجمند آقای رحیم قاسمی در ۴۸۴ صفحه زیور طبع یافته است مطالبی را می توان یافت که حکایت از اشراف قابل اعتنا و شخصیت جامع مؤلف می نماید. تقریباً نیمی از صفحات این کتاب به معرفی رجال و شخصیتهایی اختصاص یافته که مبارکهای در زمان حیات خود آنها را درک نموده و یا این که نزدیک به دوران او بودهاند و بدین جهت تسلط وی نسبت به توضیح و تبیین زوایای زندگانی اجتماعی، علمی و معنوی آنان قابل توجه است به ویژه که فراست، ژرف نگری و تیزبینی نویسنده به انضمام شیوایی و روانی و در یک کلام ادبیات مطالب کمک شایانی به این موضوع کرده است.
قبل از ورود به ویژگیهای کتاب «گزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان» مناسبت دارد به آثار متعددی که از مؤلف در باب تاریخ و بخصوص رجال و مشاهیر است اشاره گردد.
اثر پنج جلدی و با عنوان «دانشوران و رجال اصفهان» کاری مفصل و گرانسنگ است که در بردارندۀ مشاهیر اسلام و ایران از صدر اسلام تا قرن چهاردهم هجری می باشد و ترتیب این ۵ مجلد به ترتیب حروف تهجّی است. [xvi] این کتاب دائرة المعارفی ارزشمند و حاوی مطالب تاریخی، علمی و کلامی و بجز آن است و از جمله مشتمل بر اطلاعات ناب از سرگذشت رجال و علمای متأخر اصفهان است. برادر مؤلف، مرحوم سید خلیل اللّه موسوی در شرح حالی که در آغاز یکی از آثار مخطوط برادر خود نگاشته، نام این کتاب را «مراة العلوم» ذکر کرده است. [xvii]
چهار جلد از این کتاب شامل رجال اصفهان از ابتدای صفویه تا سال ۱۳۶۰ ق است که بر طبق حروف الفبا تنظیم شده است.
جلد اول در ۳۷۰ صفحه در سال ۱۳۵۷ ق تألیف شده و بدون هیچ مقدمه ای از شرح حال ابراهیم ثقفی ]مؤلف الغارات[ شروع شده و با شرح حال علامه ملا محمدباقر مجلسی ختم می شود. در این جلد شرح حال علامه مجلسی به طور مبسوط ذکر شده و بخش اعظم کتاب را فراگرفته است. نویسنده مباحث مفصلی نیز تحت عنوان «اشتباهات روضات الجنات» در ذیل شرح حال میرزا محمدباقر خوانساری ]مؤلف روضات[ ذکر کرده است.
جلد دوم از حرف ج تا لام را دربر دارد و در ۵۹۰ صفحه در سال ۱۳۶۰ ق تألیف شده که با شرح حال سید جواد کسایی آغاز شده و با شرح حال لطف علی بیک آذری ]مؤلف آتشکده[ پایان می یابد.
جلد سوم شامل تراجم رجالی است که نام آنان با حرف میم شروع می شود. در این جلد به مناسبت ذکر ملا محراب ]گیلانی[ به شرح مسأله وحدت وجود پرداخته و مباحثی از تصوف و عرفان بیان کرده است. شرح حال ابوعبداللّه صفار اصفهانی اولینی، و شیخ محمود مفید استاد مؤلف آخرین شرح حال این جلد است، مجلد مذکور ۴۰۰ صفحه است.
جلد چهارم از حرف «الف» تا «یا» و بیشتر شامل شرح حال علمای متأخر و معاصر با مؤلف است که از حاج محمد ابراهیم کلباسی شروع شده و به حاج میرزا هدی کلباسی ختم می گردد. این جلد ۳۶۵ صفحه است و در سال ۱۳۱۹ ش به اتمام رسیده است.
علاوه بر مجلدات قبلی، یک جلد دیگر نیز از حرف «الف» تا «یاء» شامل رجال قبل از صفویه تحت عنوان مذکور نگاشته شده و پس از آن مقدمه ای در علت نگارش کتاب و اختصاص آن به دانشوران اصفهان و فواید خواندن تاریخ آمده است. شرح حال ابراهیم بن ایوب فرسانی نخستین شرح حال و یوسف بن ابراهیم فرسانی آخرین شرح حال کتاب است که در ۲۲۰ صفحه تدوین شده است. [xviii]
امید است کتاب «دانشوران و رجال اصفهان» نیز در آینده ای نه چندان دور همراه با تعلیقات و تتبعات لازم طبع و در اختیار علاقمندان و دانش پژوهان قرار گیرد. نظر به تلاش های گستردۀ علمی سید علی مبارکه ای در این عمر کوتاه اما پربرکت، از دیگر اوراق و مکتوبات نفیس برجای مانده از او کتاب مفصل «تاریخ ایران و اصفهان» است که آن نیز به عنوان مجموعه ای رجالی و تاریخی می تواند نکات و اطلاعات خوبی را در دسترس مشتاقان قرار دهد.
این کتاب دایرة المعارفی است تاریخی و علمی که در چهار مجلد مفصل تألیف شده و به اهمّ وقایع تاریخ ایران و اصفهان از آغاز تا اول دورۀ پهلوی پرداخته است.
مؤلف در آغاز جلد چهارم این کتاب می نویسد: پوشیده نماند که هر نویسندهای را، آنچه کمال دقت در نوشته های خود بنماید، عاقبت قلم او خالی از لغزش نخواهد بود، و چه در افکار و چه در منقولات و مطالب عقلیه و نقلیه هفواتی ]خطاهایی[ خواهد داشت، خصوص این بنده بیبضاعت که سرمایه این امر خطیر را در دست نداشته و از فنون کمالات و فضایل بی بهره است. از این روی تصمیم بر آن گرفته شد که هریک از مجلدات این مجموعه را به نظر اهل خبره از دانشمندان برسانم، تا آنچه را که لازمه تنقیح بل تصحیح است بذل مرحمتی نموده، نظری در این اوراق ]کرده[، به عین الرضا اصلاح نمایم. پس از تأمل زیادی، چنین کسی را نیافتم به غیر از حضرت مستطاب شریعتمدار، مروّج الاحکام، حجة الاسلام و المسلمین، ابوالمکارم و الفضائل و العالم العامل، علامة الزمان و وحید عصره، قطب دائره الکمال و فرید دهره، آیة اللّه فی العلمین، قرّة عین المؤمنین، الشیخ محمدرضا نجفی الاصفهانی، مدّ اللّه ظلّه علی روؤس العالمین، که ترجمه حالات شریفش در ضمن مجلدات بزرگان و دانشمندان مرقوم افتاد. لذا تصمیم خود را در خدمت معظم الیه معروض داشته و این استدعای عاجزانه را به کرم و همت عالیه خود قبول فرمود. از این روی، هریک از این مجلدات تقدیم گردد، تا آن که در هر سطری از سطور و صفحهای از صفحات لغزش و انحراف است تذکر داده، اصلاح آن به عمل آید، واللّه الموفق للصواب. [xix]
مطالب مبارکهای در سپردن نظارت و بررسی محتوای کتاب «تاریخ ایران و اصفهان» به علامه شیخ محمدرضا نجفی (ابوالمجد) حکایت از انتخاب ناظری واقف و عمیق می نماید، کسی که در زمان خود از برترین شخصیت ها و سرآمد علمی در ابعاد مختلفی محسوب می شد. [xx]
نکاتی از ویژگیها و بدایعی از کتاب «برگزیده دانشوران و رجال اصفهان»
«برگزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان» دربردارندۀ مطالبی متعدد و نکاتی است که می تواند به تحلیل جریانات مربوط به تاریخ اواخر عهد قاجار و اوایل عصر پهلوی در اصفهان و حتی ایران کمک کند و در ژرفای آن به نقش شخصیت ها در اوضاع و احوال آن روزگار و اتفاقات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز اشاره می شود چه بسا مواردی که در جایی یا تألیفی دیگر دیده نمی شود.
مبارکه ای با دقت و متانت نظر و دیدگاه خود را نسبت به اشخاص بیان نموده و بدون ملاحظه حقایق را گفته است. خاصه این که با احاطۀ علمی و ادبی و نیز با توجه به فراخی اندیشه که ناشی از پختگی و جهان دیده گی وی می شده است ظرایف و بدایعی در باب افراد و یا رویدادها را مورد برسی و امعان قرار داده است.
در اینجا و به صورت اختصار شاهد مثال هایی از این تألیف ذکر می شود که در آن به پارسایی و تقواپیشگی، توصیف ویژگیهای ظاهری، ترسیم شخصیت اجتماعی، تبیین جایگاه علمی و نیز مواردی از رجال و مشاهیر مؤثر در جریانات سیاسی پرداخته است.
مؤلف در اهمیت دادن به مقام معنوی و پارسایی بزرگان و رجالی که در این راستا مؤثر و یا تأثیرگذار بوده اند کوشیده و از آثار مثبت شخصیت این گونه افراد مواردی را بیان کرده است، در توضیح شخصیت عبدالکریم سودایی ادیب و شاعر می نویسد:
چون بنای این عالم را سرابی ندید، و نقوش گیتی را به غیر از وهم و خیال تصور نکرد، بساط هیاهوی فضلی که سرمایه دکان خودنمایی است برچیده، و از آنچه غیر دوست حقیقی بوده چشم بپوشید، و در ده دستگرد از پای درازی به سوی عوالم فانیه دنیوی به کوتاهی گلیم فقر و زهد خود قناعت نموده. [xxi]
همچنین در باب سید محمدصادق مدرس خاتون آبادی نقل نموده: عمده فضلای اصفهان در اطراف وجودش اجتماع نموده و از تحقیقات رشیقه و تقریرات منظمه جنابش استفاده می نمودند، و از کسانی بود که در افکار و تحقیق نظیرش دیده نشد. بحری موّاج بود، ولی روزگار آن طوری که باید با جنابش مساعد نبود، چه آن که خود از جمله عناوین ریاسات دور می داشت، و آنچه در نظرش حجاب حقیقت بود برطرف می ساخت، و در زهد و عمل وحید زمان بود. [xxii] در همین راستا یعنی فضایل ملکوتی دربارۀ حاج میرزا هدی کلباسی آورده:سلمان زمان و اباذر وقت بود. در مراتب زهد و استغنا و کمالات صوری و معنوی اوحد عصر خویش به شمار می رفت. [xxiii] مبارکهای در جایی نیز ضمن معرفی شیخ حسنعلی اصفهانی ]نخودکی[ نوشته است: و عموم مردم را درباره او اعتقاداتی است که در حقّ غیر او نیست، و از آنجایی که البته نفس عقیده خود مؤثر است معتقدین جنابش آثار کریمه و فرمایشات مؤثره مشاهده می نمایند و این نویسنده ]را[ مؤالفت و مؤانست و صداقت با جنابش در میان است، و الحال سه سال است که از شهر مشهد در یک فرسخی، خود را از معاشرت مردمان صورت انسان و سیرت حیوان آسوده خاطر نموده، و به دست رنج خود لقمه نان مختصری در کمال قناعت به توسط زراعت فراهم نموده، زندگانی خود را ادامه میدهد، و زمانی از مراقبه حالات روحی، خود را غافل نگذارد. [xxiv]
در کتاب «گزیده دانشوران و رجال اصفهان» در زمینۀ سیره عملی و زهد تعدادی دیگر از شخصیت ها و رجال آن زمان حکایات یا مطالبی نقل شده است که می توان ملا عباس واعظ[xxv]، آخوند گزی[xxvi]، سید صدرالدین کوپایی[xxvii]، ملا محمد کاشی[xxviii]، شیخ مرتضی ریزی[xxix] و بجز آن را مثال زد.
ـ از دیگر مواردی که در کتاب رجال مرحوم مبارکه ای دیده می شود توصیف دقیق و جالب توجه از ویژگیهای جسمانی و یا ظاهری برخی شخصیت ها است مثلاً دربارۀ حاج سید حسن کاشی آمده است: صورت ظاهر و قیافه صوری حاج سید حسن نیز کمال جذابیت را دارا بود. ابروهای پیوسته پرمو و چشم های درشت شهلا و دماغی بلند و کشیده و محاسن بلندی از دو طرف شانهها را پر کرده، و اندامی متناسب و لباس های فاخر و رنگ صورت گندم گون مایل به سفیدی مخلوط به قرمزی، به طوری که عوام را عقیده این بود که هیکل امام و پیغمبر نیز چنین بوده؛ تا اندازهای عموم ملت به سوی او متوجه شدند که در بازارها در حالت سوار، چون عبور می کرد از عقب دکان ها برجای برخاسته و سلام و تعظیم به جای می آوردند. [xxx]
در بیان مراسم نماز جمعه و آدابی که در مورد امام جمعه اصفهان عهد ظل السلطان (آقا میر سید محمد) انجام شده مینویسد: در روزهای جمعه از خانه خود که جنب مسجد جامع کهنه بود برای خواندن نماز جمعه به مسجد شاه (جامع عباسی) می رفت به ترتیبی که در ذیل نوشته می شود: ابتدا دویست نفر از ملازمان که بیست نفر آنها چماق های نقره ای به دست داشتند در جلو حرکت میکردند، که به طور نظام یک صف متصل از طرف راست و یکی از طرف چپ، و هر صف از طرف بازار حرکت می کرد، و قبلاً عده چماق نقره به دست که وارد بازار می شد مردمان موظف بودند که در جای خود بایستند و لوازمات ادب را منظور دارند، در چندین موضع در جلوی او گاو و گوسفند قربانی می نمودند، تا آن که وارد مسجد شاه گردیده و بر منبر سنگ مرمر برآمده، خطبهای خوانده، پس از نماز، خطیب مخصوص نیز منبر رفته، مدح و ثنای امام ]جمعه[ کرده و به زیر میآمد. و در برگشتن باز مردمان باید شرایط آداب به جا آورده، تا آن که مراجعت به عمارت مخصوص نماید. و نوکرهای مخصوص هریک جبههای قیمتی ماهوت و کلاه های پوستی بخارایی بر سر و اندام داشتند، و قهوه خانه مخصوص از برای واردین بود، و در ایام عید که می شد باید تمام علمای شهر اول مرتبه به دیدن امام ]جمعه[ بروند، هریک با آداب مخصوص و به هریک مطابق شئونات تحفه ای عطا می کرد، و در هر شبی در مطبخ خانه او سیصد نفر غذا می خوردند. [xxxi]
ـ ترسیم شخصیت و جایگاه اجتماعی اشخاص نیز از جمله مواردی است که در جاهای مختلفی از کتاب گزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان بدان اشاره رفته است. مثلاً در بیان جایگاه مرحوم آیة اللّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی آورده است: لوای تشیع در حین نگارش این کتاب بر دوش آن بزرگوار است. ملجأ و مقتدا و مرجع هشتاد میلیون نفوس شیعه مذهب دنیا است. با ان که در زمانش تهاجمات دشمنان از راههای مختلف به ملت اسلام و بالخصوص جعفری مذهب ها واقع شده، و در کاستن این آثار از داخل و خارج به هیچ گونه کوتاهی نمیشود، فقط یکتا نگهبانی که پشتیبان و مایه رفع غم و اندوه این ملت است جناب اوست. از اوایل و اواخر ریاستی که مثل جنابش منحصر در فرد باشد تاریخ نشان نداده، لذا رسائل دستورات مذهبی او به زبان های مختلفه در بلاد هند و چین و افغان و تبت و صیام ]سیام[ و ایران و عراق و شامات و آفریقا ترجمه شده، و توجه قلبی نفوس شیعه در اقطار عالم تماماً به وجود اوست، و الحق این مرتبه سزاوار وجود جنابش هست؛ چه آن که ملکات و فضایل او طوری است که می توان گفت بشری است ملکوتی. [xxxii]
مقام علمی و مراتب دانش رجال نیز از نظر نویسنده مورد توجه است به طوری که در مواردی متعدد در معرفی علما و اندیشمندان به این موضوع اشاره کرده است که برخی از آن جهت مثال ارائه می شود:
مبارکه ای در بیان جایگاه خاندان امامی در اصفهان و نیز شخصیت میر سید محمد امامی می نویسد: آباء گرام و اجدادش در زمان صفویه و بعد از آن از وجوه و بزرگان اهل علم و دانش و کمالات بوده اند و در خصوص نوشتن خط ثلث ممتاز بودهاند.[xxxiii] وی در باب مقام علمی سید محمد نجف آبادی نقل می کند: الحال قُرب سی سال است که محور حوزه علمیه و مرکز دایره فضل و آفتاب نورانی علوم اسلامی است که جمعی بی شمار از بلاد ایران چون انجمن منیره از فروغش اکتساب معارف نموده و می نمایند، و امروزه شهر اصفهان به وجودش مزیّن، و ملت اسلام از شخص شریفش مشعوف و مفتخر هستند. مرجع و ملجاء علاقمندان به عالم مذهب جعفری است. اعلم و اتقی و ازهد و اورع وقت است. مصداق فرمایش معصوم: «مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه» موضوع فرموده: «فللعوام أن یقلدوه» روزگار آینده عقیم است در تولید نظیرش، و اصفهان پس از وجودش از نورانیت ملکات و فضائل و معارف ربوبی، ظلمتکده بلکه غمکده ای است وحشت آور. [xxxiv]
ـ مسائل سیاسی و جریانات یا تحولات آن زمان به ویژه با توجه به رخدادهایی مانند حوادث دوران ناصرالدین شاه و پس از آن، دوران حاکمیت ظل السلطان در اصفهان، موقعیت و نفوذ خاندان هایی مانند نجفی و امام جمعه ها (خاتون آبادی)، فتنۀ باب و بها، نهضت مشروطیت و روی کارآمدن پهلوی اول (رضاخان) و مسائل حوزۀ علمیه اصفهان موضوعات و مواردی است که در بین نوشته های مربوط به شخصیت ها و مشاهیر کتاب «گزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان» می توان دریافت نمود. نویسنده گاهی برخی رویدادها را با هم مقیاس کرده و نتیجه گیری می نماید مثلاً اتفاقات دوران محمدعلی شاه قاجار را با انحطاط عصر صفوی در عهد شاه سلطان حسین صفوی مشابه میداند. و همچنین به جدیت و شجاعت سید حسن مدرس[xxxv] و یا نقد سیدالعراقین[xxxvi] پرداخته است.
نتیجهگیری:
با توجه به بررسی و تحلیل اثر مرحوم سید علی مبارکهای تحت عنوان: «گزیدۀ دانشوران و رجال اصفهان» می توان به نکاتی دست یافت که مهمترین آنها عبارتند از:
ـ اثر مذکور را می توان در راستای مکتب تاریخ نگاری و رجال نویسی اصفهان به شمار آورد چرا که دارای نکاتی ژرف، بدیع و منطبق با اصول و دربردارندۀ محتوایی غنی می باشد.
ـ ادبیات و نگارش اثر دارای جذابیت است و روانی و سلاست خاصی دارد که خواننده را متمایل به مطالعه آن و دریافت سهل و راحت مطالب می نماید.
ـ نگارش تألیف نشانگر از پختگی، انسجام و شناخت عمیق و احاطه مؤلف در بیان موضوع دارد.
ـ در معرفی رجال و شخصیت ها مواردی لحاظ شده که در شناخت و نگارش تاریخ معاصر ایران، تشیع و نیز تاریخ محلی اصفهان می تواند مفید باشد چرا که به جنبه ها و ابعاد شخصیت های تأثیرگذار از حیث معنوی، علمی، اجتماعی، سیاسی و برخی دیگر از زمینه ها پرداخته است.
ـ سید علی مبارکهای (ره) علیرغم عمر
کوتاه خود ثمرات علمی بسیاری را به بار آورده است که بجز آثار مرتبط با علوم عقاید
و سایر دانشهای دینی به وقوف فوق العاده تاریخی و رجالی ایشان می توان اشاره
نمود.
* نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه.
[i] ـ ر.ک: ره آورد ایام، ص ۱۲ و ۱۳٫
[ii] ـ همان، ص ۱۲۴ و ۱۲۵٫
[iii] ـ پیشوایان معرفت، ص ۶۵٫
[iv] ـ همان، ص ۱۷ـ ۲۰٫
[v] ـ ر.ک: ریاض العلماء و حیاض الفضلاء (ترجمه)، ج ۱، ص ۱ـ ۵٫
[vi] ـ ر.ک: تذکرۀ نصرآبادی، مقدمۀ وحید دستگردی؛ فروغ ادب، ص ۲۲۱ـ ۲۲۵٫
[vii] ـ ر.ک: عرفان و ادب عصر صفوی، ص ۴۳۶ـ ۴۴۷٫
[viii] ـ ر.ک: مجمع الفصحاء، ج ۴، ص ۱۵۹، و نیز: فروغ ادب، ص ۲۸۷ـ ۲۸۹٫
[ix] ـ روضات الجنات، ج ۱، مقدمۀ محمدباقر ساعدی خراسانی، ص ۲ـ ۸٫
[x] ـ ر.ک: تذکرة القبور، مدخل، ص ۵ـ ۸٫
[xi] ـ ر.ک: رجال و مشایهر اصفهان، مقدمۀ مصحح (چاپ دوم)، ص ۳۷ـ ۴۰٫
[xii] ـ معلم مکارم، ص ۸ و ۹ و نیز ر.ک: مکارم الآثار، ج ۱، مقدمه.
[xiii] ـ ر.ک: تاریخ اصفهان (رجال و دانشمندان)، ج ۱، پیشگفتار (ماهدخت بانوهمایی)، ص ۲۵ـ ۲۸٫
[xiv] ـ ر.ک: دانشمندان و بزرگان اصفهان، مقدمه مؤلف.
[xv] ـ رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر، ج ۱، مقدمه.
[xvi] ـ گزیدۀ دانشمندان و رجال اصفهان، ص ۳۳٫
[xvii] ـ همان.
[xviii] ـ همان، ص ۳۴٫
[xix] ـ همان، ۳۲ و ۳۳٫
[xx] ـ شیخ محمدرضا نجفی (۱۲۸۷ـ ۱۳۶۲ ق) فرزند شیخ محمدحسین است. به نوشته ای او فقیهی متبحر، ادیبی بارع و در علوم معقول و منقول و به ویژه ادبیات عرب استاد مسلم بود، در زمینۀ ریاضیات و تاریخ نیز صاحب نظر به حساب می آمد. (ر.ک: رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر، ج ۱، ص ۲۱۳ ـ ۲۱۵).
[xxi] ـ گزیدۀ دانشمندان و رجال اصفهان، ص ۱۹۱٫
[xxii] ـ همان، ص ۱۷۱ و ۱۷۲٫
[xxiii] ـ ر.ک: همان، ص ۲۸۸٫
[xxiv] ـ همان، ص ۱۵۴٫
[xxv] ـ همان، ص ۱۷۴٫
[xxvi] ـ همان، ص ۱۸۶٫
[xxvii] ـ همان، ص ۱۷۲٫
[xxviii] ـ همان، ص ۲۳۹٫
[xxix] ـ همان، ص ۲۲۱ـ ۲۲۲٫
[xxx] ـ همان، ص ۱۳۶ـ ۱۳۷٫
[xxxi] ـ همان، ص ۲۲۵ـ ۲۲۶٫
[xxxii] ـ همان، ص ۶۷ـ ۶۸٫
[xxxiii] ـ همان، ص ۲۳۱٫
[xxxiv] ـ همان، ص ۲۴۵ـ ۲۴۶٫
[xxxv] ـ ر.ک: همان، ص ۱۲۴ـ ۱۲۷٫
[xxxvi] ـ همان، ص ۱۷۵٫
منابع:
