مطلب زیر بخشی از نوشته ی مرحوم علامه، شهید سیدمحمدعلی مبارکه ای است که در مقام پاسخ به شیدائیان غرب و فرهنگ و تمدن آنان نوشته شده است.
واژه واژه ی این نوشته، سوز دلی است که از نهاد آن شهید مظلوم در انتقاد از شرقیان شیفته و دلباخته ی غرب برآمده و بر قلم رانده شده است.
خوانندگان بویژه دقت بفرمایند در تعبیرهایی که ایشان در لفافه، برخی از تاریخ سازی هایی که در قرن اخیر درباره ی تاریخ باستان ایران و ایجاد شخصیت های موهوم ساخته شده است را زیر سؤال برده است. تاریخ سازیهایی که تحت عنوان حفریات و کشفیات، از سوی غربیان به خورد ملت داده شده است.
همچنین بی مناسبت با شیوع انواع بیماریهای فراگیر ناشی از سوء استفاده از علم و تمدن غربی ها نیست که نسل بشر را به نابودی سوق داده و میدهد.
“هر روزی به بهانهی حفریّات، یک انقلاب کلی در تاریخ مسلسل متقن ایران و غیره ایجاد نموده، و محسوسا اخلاق ایرانی را از هر جهت از زمان پیش، فساد او را بیشتر حس مینماییم. با آن که خود اروپاییها به قدری اختلاف تاریخی دارند که از حد بیرون است؛ …و اختلافات خود را نتوانستهاند مرتفع سازند. در این صورت از کجا معلوم شد که به این دلایل واهیه، یک نفر تاریخی از برای ایران بیان کند، و صورت حقیقت داشته باشد؟ چنانچه در اغلب ممالک مجسمههایی قبلا تهیه کرده، و لوحهای محفوظ به خطوط قدیمه ساخته، و به عنوان حفریات، همانها را که خود ساختهاند اسباب انقلاب تاریخ آن مملکت قرار داده، و نتیجهای را که میخواستند میگرفتند؛ و ملت بیعمق تقلیدجوی کورکورانهی شرقی هم باور کرد؛ و اخلاق موروثی و عواطف نیاکانی خود را به کلی از دست داد.
اما مورخین طبیعی آنها از حد بیرون است؛ و هر یک به وهمیات وظنیّات خود در ابتدای خلقت و غیره، چیزی گفته؛ …که اختلافات آنها به حدی شده که جمع آن ها ممکن نیست. یک نفر بدو خلقت را سیهزار کرور سال گفته، دیگری پانصد هزار . بین عصر حجری و عصر تمدن بشری را چندان به اختلاف سخن گفتهاند که عقل حیران است؛ که بعضی اقوال آنهااختلاف تا صد کرور سال پیدا میکند.
یکی بشر را از نسل نسناس فرض کرده؛ یکی دیگر سلسلهی غیر متناهی خیال کرده ]است[؛ ولی غرض ما از اشاره به این مطلب نه این است که آن ها را بخواهیم مورد حمله و اعتراض خود واقع سازیم، بلکه غرض و مقصود ما این است که ابنای شرقی را گوش]زد[ کرده، تا به این حد عقیده به مزخرفگویی نباید پیدا کرد. اگرچه بیچاره شرقیها فریب صنایع مکانیکی غربیها را خورده؛ و از این راه گمان میکنند چون آنها در این صنایع به اینگونه رسیدهاند، پس هر حرفی که آنها بگویند روی اصول و واقعیت است. در صورتی که یکی از سموم مهلکهی نوع بشر همین صنایع است؛ که امروز نمیتوان این مطلب را بیان کرد؛ ولی میبینم آن روز را که بشر پی به مفاسد همین صنایع برده؛ و با دست بغض و نظر عداوت، تمامی این صنایع را از ریشه برکنند.
و من امروز میگویم: این صنعتگران و مخترعین این ماشین آلات از جنایتکارهای بزرگ بشر و نابود کنندگان هستی انسانند؛ و اگر دست طبیعت تصرفی در این عالم نکند، اروپا به تمام معنی نوع بشر را از عالم منقرض خواهد کرد؛ و نیز خود را به صفات سبعی با آلات صنایع امروزی و اخلاق کنونی در اقلیم عدم خواهد انداخت؛ و چون این موضوع را هر چه به حرف بخواهیم مدلل داریم، قوی مدرکی حاضر برای درک آن نیست؛ و محظورات دیگر زیادی تولید خواهد نمود؛ لذا به حال طبیعت خود باید واگذاریم؛ تا آن که به تدریج، مفاسد این سموم مهلکه در بدن و مزاج جامعه محسوس گردد؛ و اگر عضوی از این سم قاتل محفوظ ماند، در صدد اصلاح و جلوگیری برآید؛ و دیگر این سیل بنیانکن را نمیتوان ممانعت نمود. به قول اصطلاح طبی…….. گرفتار است. خود مفاسد و زشتی اعمال و افعال خود را درک نمیکند.
و کس از خوانندگان تصور این موهوم نکند که گوینده و نویسندهی این کلمات از اروپا بیاطلاع است؛ و از روی عدم اطلاع، این کلمات را بیان کرده؛ که جواب چنین کس اولا این است که: نویسنده خود، ممالک اروپا را سیاحت کرده؛ و اخلاق اروپایی را کاملا سیر کرد]ه[؛ که در صدد هستم مشاهدات خود را با شواهدی مبرهن بنویسم. اگر دیگران از اروپا رفتن، در و دیوار و یا در سیر دیدن مطالب مقصود خود بودهاند، من کاملا در سیر اخلاقی آنها تعمق میکردم”
به نقل از کتاب ارزشمند ثمرات العلوم -تالیف علامه مبارکه ای (ره)
ارسالی توسط استاد شهاب الدین بدیع زادگان -نواده ارجمند معظم له