سید کمالالدین فرزند دوم و تنها پسرابوالکلام علامه شهید حاج سید محمد علی مبارکهای و مرحومه ربابه بیگم تویسرکانی است که سیادت را هم از پدر و هم از جانب مادر دارد. وی طبق شناسنامه متولد سال ۱۳۰۸ و طبق گفته خود ایشان ، متولد مرداد ۱۳۰۶ بوده است.
وی در زمان حیات پدر تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی را در اصفهان گذراند لکن تقدیر الهی چنان قرارگرفت که پس از تحصیلات دانشسرای پسران اصفهان برای تربیت معلمی، سایهی پدر از سر وی برگرفته شد. کمالالدین پس از این واقعهی سوزناک علاوه بر خدمت به مادر، سرپرستی دیگر خواهر کهترش را که هنوز ازدواج نکرده بود برعهده گرفت؛ لکن به سبب شور و عشق و استعداد ذاتی، اشتیاق تحصیل او را آرام نگذاشت و بالاخره در دانشسرایعالی ذیل قانون تربیتمعلم ادامه تحصیل داد و دانشنامهی لیسانس خود را که موشح به امضای مرحوم دکتر محمد حسابی بود در رشتهی علوم طبیعی در سال ۱۳۳۰ دریافت نمود. کمالالدین به گواهی دوستان و همکلاسیهای دبیرستانیش همچون مرحوم دکتر نیلفروشان و همدورهای او در دانشسرا یعنی آقای مصاحبی رییس اسبق آموزش و پرورش ناحیه ۲ اصفهان همواره از دانش آموزان و دانشجویان ممتاز در مقاطع تحصیلی بود.
مرحوم صفایی که پس از فراغت از تحصیل به استخدام وزارت فرهنگ درآمد باز در عین تدریس در دبیرستانها موفق به ورود به دانشکدهی پزشکی اصفهان شد و عاقبت در سال ۱۳۳۹ موفق شد تحصیلات پزشکی نوین را به پایان برساند و دانشنامهی آن را با امضای مرحوم دکتر ابوتراب نفیسی دریافت نماید. شایان ذکر است که ایشان چه در تدریس و چه در طبابت تلاشی خستگی ناپذیر داشت. علاقه و باور دکتر صفایی به طب سنتی -که با جمع آوری گل و گیاهان دارویی و تحقیق دربارهی خواص آنها همراه بود- موجب تجویز طب سنتی علاوه بر علم مدرن پزشکی به بیماران شد به طوری که مراجعان با آگاهی از تبحر و آشنایی وی از فواید گیاهان در مطب ایشان حضور یافته و بهره میبردند.
نامبرده به موازات اشتغال به حرفهی پزشکی، به شغل اصلی خویش یعنی آموزش و پرورش در شهرهای اصفهان و مبارکه پرداخت و در حقیقت راهی را که عموی بزرگوار خویش مرحوم آقاسید مرتضی موسوینسب در مبارکه بنیان نهاده بود، ادامه داد و از همین رو در دو نوبت با ابلاغ ادارهی کل آموزش و پرورش اصفهان مسئولیت نمایندگی و ریاست آموزش و پرورش مبارکه را نیز تقبل نمود.
دکتر صفایی به سبب آشنایی با زبان فرانسه تحقیقات پزشکی خویش را پیوسته به روز میکرد و ضمنا به سبب برخورداری لازم از درک زبان عربی و قواعد آن، تلاشی پیگیر در آیات قرآن و استخراج مطالب تازه و بدیع با کمک از حساب جمّل و ابجد داشت که در نوع خود حاوی مطالب و نتایجی سودمند و بعضا شگفتانگیز می باشد. وی این تحقیقات موشکافانه را تا اواخر عمر ادامه داد؛ لکن فرصت نیافت تا آن را به چاپ برساند.
ناگفته نماند که مسؤولیت سترگی که پس از شهادت پدر بر دوش ایشان بود همانا انتقال آثار مکتوب و خاطرات به یادماندنی و برخی عجایب زندگی و اتفاقات مرحوم پدر به بازماندگان و سایر پژوهندگان و علاقهمندان بود که جملهی شنوندگان با اعتقاد و باور کامل به صداقت و راستگویی و درست کرداری ایشان گوش نیوش برای دریافت این خاطرات داشتند و ازین رو مرحوم دکتر صفایی انصافا به خوبی از عهدهی این امانتداری و انتقال خاطرات پدر به نسلهای بعدی موفق عمل کرد.
دکتر صفایی در اواخر دههی ۴۰ به تهران مهاجرت کرد و تدریس و طبابت را در آن شهر ادامه داد و حتی پس از نیل به مرتبهی بازنشستگی در آموزش و پرورش، به مدت بیش از سی سال در مطب خویش و نیز در درمانگاههای تهران به طبابت مشغول گردید.
عاقبت ظرف وجود دکتر صفایی در تاریخ هشتم دی ماه ۱۴۰۱ از زندگی این دنیای فانی خالی گشت و روحش به ملکوت اعلا پرواز کرد و به دیار باقی شتافت
