اغلب اروپاییها و تمام هندیها و مردمان جزایر جاوه و ژاپون قند نمیخورند؛ علت آن چیست؟
نگارنده در تمام ممالک مذکورهی فوق سیاحت کرده؛ و همین طور است؛ به کلی قند نمیخورند. حتی بعضی را در هندوستان و ژاپون دیدم که به قدری در نخوردن قند و پرهیز از آن جدی هستند که ابدا دست به قند نمیگذارند؛ و از برای چاهی، شکرریزه -که از نیشکر به عمل میآورند- و بعضی بعد از خوردن چاهی، سنجد و یا توت خشک و یا کشمش در دهان گذارده، تلخی چاهی را به این چیزها در دهان تغییر ذائقه میدهند. با آن که قند ارزان و کارخانههای بسیار دارند؛ و همچنین در خود لندن – که نگارنده مشاهده کرده- شکر نی مصرف میشود؛ و قند بسیار کم صرف میشود.
در کلکته از یک نفر اطبا که در حکمت طبیعی و الهی ایضا شخصی کامل بود علت اجتناب از قند را سؤال نمودم. جواب چنین داد: که به واسطهی اجزای اوست؛ با ذغال حیوانی که مخلوط است با کربنات دوشو و فسفات دوشو –که از تکلیس استخوان در ظرف دهان بسته به دست میآید- و خاصیت عمدهی آن زایل کردن الوان است؛ و چون زوال رنگ و کدورت قند به واسطهی آن ذغال حیوانی است و ممکن نیست به غیر آن سفید شود، لذا ماها از خوردن آن اجتناب داریم.