خلاصه حکایتی است از آنچه بین راه مکه و مدینه بین یک روحانی ایرانی و ملک عبدالعزیز سعودی سه سال پس از تاسیس دولت سعودی گذشته است. سابقه دو دیدار از دو عالم شیعه با ملک عبدالعزیز که در سال ۱۳۴۳ ق (۱۳۰۴ ش) بر حرمین مسلط شد و تا به امروز خود و چندین […]
”از مبارکه پياده به سمت اصفهان حرکت می کردم. از تصادفات ،کفشم تنگ بود. در قريه پيربکران که رسيدم در زير چنار قديمي ، که الحال موجود است و شايد هزار سال عمر دارد بر لب نهر آب استراحت نموده، پس از ساعتي حرکت کردم. در وقت حرکت ،کفش خود را در دست گرفته بودم […]
در ماه رجب ۱۳۵۱ قمری هجری (آبان ماه ۱۳۱۱ شمسی) از اصفهان به عزم زیارت حضرت سیدالشهداء – ارواحنا فداه- حرکت نمودم، برای ناهار ظهر وارد قریهی مورچه خور – که نه فرسخ از اصفهان فاصله است- وارد شده، از مرکب فرود آمدیم. برای آن که اطرافم جمعیت نباشد، در جایی که معبر و مهمانخانه […]
هروقت از شهر [اصفهان] ميخواستم براي ديدن پدر و مادر به [مبارکه] بروم، مکرّر اتفاق مي افتاد که پياده بودم؛ چه آنکه قواي جواني مساعد بود، و پياده روي را در مزاج خود مي ديدم و بسيار مفيد است، ولي با همه اينها عمده بي پولي بود. در وقت برگشتن هم اگر ماندن در ده […]
بسم الله الرّحمن الرّحيم نخستين روزگار و پيدايش هستي مبارکي در اين گيتی در ماه ذيقعده ۱۳۱۶ که شانزده روز از آن ماه گذشته بود از شکم مادر و تاريکي رحم قدم در روشنايي اين عالم گذاردهام. پدر من بزرگ مردي بود در دانش و زهد و مکارم اخلاق؛ نامش سيّد علي، که امام جمعه […]
آنچه در این[سفرها]بر من وارد شد، قوه دافعه عشق نمي گذاشت که درک مشقت نمايم، و در هرجا فرو مي ماندم مددهاي غيبي رهنمونم بود